عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
600
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
و لم يقض مفروضا : آن كس كه دنيا را عوض از آخرت گرفت سودى نبرد و واجبى را قضا نكرد 12 لم يكتسب مالا ما لم يصلحه : آن كس كه مالش را اصلاح نكرد ( از حلال كسب نكرد و حقوق واجبهاش را نپرداخت ) مال كسب نكرده است ( بلكه مالش آتش و و بال است ) . 13 لم يرزق المال من لم ينفقه : آن كس كه انفاق در راه خدا نكرد مالى روزيش نگرديده است . 14 لم يضق شيء عن حسن الخلق : از خوشروئى چيزى بر انسان تنگ گرفته نشود . 15 لم يفت نفسا ما قدّر لها من الرّزق : هر كس هر چه از روزى كه برايش مقدّر شده است از وى فوت نشود . 16 لم يذهب من مالك ما وقى عرضك آنچه از مالت كه آبرويت را نگهدارى از دستت نرفته است ( بلكه بهترين مالت همان است ) . 17 لم يضع من مالك ما قضى قرضك آنچه از مالت كه قرضت را بدان ادا كنى ضايع نگرديده است . 18 لم يعقل مواعظ الزّمان من سكن الى حسن الظّنّ بالأيّام : آن كس كه با حسن ظنّ بروزگارش دلش آرام گيرد ( و از پيش آمدهاى سهمگين جهان غافل بنشيند ) پندهاى روزگار را نفهميده است ( و ناپايدارى جهان را درك نكرده است ) . 19 لم يضع امرء ماله فى غير حقهّ او معروفة فى غير اهله الّا حرمّه اللّه شكرهم و كان لغيره ودّهم : هيچ مردى مالش را در غير جايش ننهاد و خوبيش را در غير اهلش به كار نبرد جز اين كه خداوند شكر آنان را بر وى حرام كرد و دوستى آنان براى غير او شد ( و با او دشمن جانى شدند ) . 20 لم يتحلّ بالقناعة من لم يكتف بيسير ما وجد : حلهّء قناعت را نپوشيده كسى كه به كمى كه مى بايد اكتفا نمى كند . 21 لم يتحلّ بالعفّة من اشتهى ما لا يجد حلهّء پرهيزگارى را نپوشيد هر كس كه چيزى را كه نمى يابد آرزو مىكند . 22 لم يطّلع اللّه سبحانه العقول على تحديد صفته و ما يحجبها عن واجب معرفته :